How do you plead? Guilty or not guilty?
چگونه اقرار می کنید؟ گناهکار یا بی گناه؟
I plead not guilty.
من بی گناهی خود را اعلام می کنم.
I plead guilty.
من گناهکار بودن خود را اعلام می کنم.
I plead guilty to the charge of murder.
من به اتهام قتل اقرار می کنم.
He made bail and was released with an ankle monitor.
او وثیقه گذاشت و با مانیتور مچ پا آزاد شد.
The court is now in session.
دادگاه اکنون در حال برگزاری است.
Do you solemnly swear that the testimony you are about to give will be the truth, the whole truth, and nothing but the truth, so help you God?
آیا شما رسماً سوگند یاد می کنید که شهادتی که می خواهید بدهید حقیقت، تمام حقیقت و چیزی جز حقیقت نخواهد بود، پس خدا به شما کمک کند؟
Order in the court!
نظم در دادگاه!
The defense called its first witness.
دفاع اولین شاهد خود را فراخواند.
Please take the stand.
لطفا جایگاه را بگیرید.
The witness testified that she saw the suspect at the scene.
شاهد شهادت داد که مظنون را در صحنه جرم دیده است.
I object! Leading the witness, your honor.
اعتراض! هدایت شاهد، عالیجناب.
The judge overruled the objection.
قاضی اعتراض را رد کرد.
The witness was cross-examined by the prosecutor.
شاهد توسط دادستان مورد بازجویی متقابل قرار گرفت.
The judge sustained the objection.
قاضی اعتراض را پذیرفت.
The judge instructed the jury to disregard the last statement.
قاضی به هیئت منصفه دستور داد تا آخرین اظهارات را نادیده بگیرند.
The prosecutor objected to the question as irrelevant.
دادستان به سوال به دلیل نامربوط بودن اعتراض کرد.
The jury was sequestered during the trial.
هیئت منصفه در طول محاکمه منزوی شد.
The witness gave compelling testimony.
شاهد شهادت قانع کننده ای داد.
The judge declared a mistrial due to a procedural error.
قاضی به دلیل خطای رویه ای محاکمه را باطل اعلام کرد.
The prosecutor gave the closing arguments.
دادستان استدلال های پایانی را ارائه کرد.
The closing arguments summarized the main points of the case.
استدلال های پایانی نکات اصلی پرونده را خلاصه کرد.
The judge held him in contempt of court.
قاضی او را به اهانت به دادگاه متهم کرد.
The jury is still out on that decision.
هیئت منصفه هنوز در مورد آن تصمیم گیری نکرده است.
The jury is deadlocked.
هیئت منصفه به بن بست رسیده است.
After deliberation, the jury reached a unanimous verdict.
پس از مشورت، هیئت منصفه به اتفاق آرا به حکم رسید.
The verdict was announced in open court.
حکم در دادگاه علنی اعلام شد.
The jury returned a verdict of not guilty.
هیئت منصفه حکم بی گناهی را صادر کرد.
The defendant was acquitted of all charges.
متهم از همه اتهامات تبرئه شد.
He is serving a life sentence.
او در حال گذراندن حبس ابد است.
The inmates are locked up in their cells at night.
زندانیان شب ها در سلول های خود حبس می شوند.
He's been behind bars for years.
او سال هاست که پشت میله های زندان است.
The prison is a maximum security facility.
این زندان یک مرکز با حداکثر امنیت است.
He hopes to be rehabilitated and reintegrated into society.
او امیدوار است که بازپروری شود و دوباره به جامعه بپیوندد.
He's doing hard time.
او دوران سختی را می گذراند.
She's on death row.
او در صف اعدام است.
The prison is overcrowded.
زندان بیش از حد شلوغ است.
He spent six months in solitary confinement.
او شش ماه را در حبس انفرادی گذراند.
Because of the riot, the inmates are in lockdown.
به دلیل شورش، زندانیان در قرنطینه هستند.
There was a prison break last week.
هفته گذشته یک فرار از زندان رخ داد.
He broke out of jail by digging a tunnel.
او با حفر تونل از زندان فرار کرد.
He tried to escape but was caught by the guards.
او سعی کرد فرار کند اما توسط نگهبانان دستگیر شد.
He's counting down the days to his release.
او روزها را تا آزادی خود می شمارد.
He got early release for good behavior.
او به دلیل رفتار خوب زودتر آزاد شد.
She was released on parole after ten years.
او پس از ده سال به طور مشروط آزاد شد.
She did time for robbery.
او به خاطر سرقت زندانی بود.